قرنطینه

زیر آسمان آشوبی عظیم برپاست ؛ اوضاع از این بهتر نمی‌شود. [مائو]

فیلمدونی/ باکس77/ Lebenszeichen_ Werner Herzog_ 1968

نوشته‌شده به دست qarantineh3 در فوریه 9, 2011


از آن فیلم ها که ته ِعشق و حال اند و برای کسی چون بنده قلی که علاقهء چندانی به موج نوی آلمان ندارم جز دلبسته-گی به فاسبیندر بزرگوار و نازنین، جای بسی شگفتی دارد که فیلمی از جناب هرتسوگ ببینم و نیش-م تا بناگوش گشاده گردد. هرتسوگی که اتفاقن ده سال پیش از این درست در جشنوارهء 79 از او ده فیلم دیدم و قریب به اتفاق-شان را دوست نداشتم. از سبک و سیاق و نگاه ِاو به سینما تا بازی بازیگر بزرگ و نابغه و جنون زده اش که همه جا در حد کمال ظاهر شده بود. بعدا ز آن گذشت تا چندسال بعد که جسته و گریخته فیلم هایی دیدم از او و دیگر ژرمن ها که دلچسب نمی آمد هیچ مدله که البته در این بین جناب فاسبیندر یک استثناء بود همه مدله چراکه هرچه از او دیدم چیزی جز شاهکار نبود و حیرت و انگشت به دهانی ِبنده قلی از او و فیلم های-ش و نبوغ ِبی حد و حصرش کمافی السابق ادامه دارد…

اما دربارهء این فیلم که داستانی تک-خطی و بانمک و درعین حال شدیدن عمیق و افسرده و ابسورد و تراژیک دارد. قصه این طوریاس که سه سرباز آلمانی ِجنگ دوم پناه به روستائی در یونان می برند و قرارست کشیک بمانند تا خبرشان کنند. یکی از آن ها با دافی انصافن حائز کیفیت همان جا توش اندازی و ازدج می زند و دوتا دیگری یکی کاشف-ست و مخترع و دنبال گئیدن سوسک ها که خدایی این یه کارش کلی بهم حال داد و دیگری هم سرش به خودش گرمه و دنبال کشف و شهود و جستجو در زمین و زمان و بالا پائین با دوچرخه البته!

روال روایت فیلم آنقدر نرم و دوست داشتنی و شیرین تو مایه های پن-کیک است (تعبیرو داشتین که!) و خودمونی و سبک-بال است که آدم کف می کند که دوربین چطوری بین این آدم ها با عوامل حضور داشته. از آن فیلم ها که خودت را با خودش ببرد تا آن سوی مرزهای آدم ها و تن هاشان و تو و تن-ت و ذهن-ت.
فیلم قالبی مستندگون و داستان-گون ِتؤمان دارد در حالی که هم مستندست و هم داستان می گوید. از آن شگردهای کیارستمی ای دارد که معلوم نیست کجا ساخته گی و آماده شده بوده و کجا درجا و رندوم پدیدار شده جلو خال دوربین.
ادامهء قصه به این جا می رسد که جوان توش انداز از فرط بی کاری و جنون بی سوبژه-گی دچار ماخولیا می شود و تهدید می کند که کل دهکده و مردم و سربازان و پایگاه نظامی شان را با 5تن تی ان تی ول می دهد رو هوا که از این جا قصه وجه تراژیک و کمدی-ش می زند بالا و با هربار دیدن ِموقعیت سرباز کرکر خنده و هق هق گریهء آدم فوران می کند.

فیلم آن اندازه انسانی و آن اندازه گیرا و دلنشین است که دیدن هرباره اش حتم دارم عنوانی کمتر از ضدجنگ ترین و در عین حال ساده و کم خرج ترین فیلم تاریخ ِسینما را برای-ش به ارمغان نیاورد. فیلمی که بدون کوچک ترین ادا و کوچک ترین گنده گویی و چرندبافی صمیمی و دوستانه جنگ و خصلت های آدمی در شرایط بحران را به تصویر می کشد تا نشانی باشد بر پیشانی ِ سیاه ِقرن بیست که نزیست و کشت جان و روان ِآدمی را از پیش و از پشت اینجاش به قول براهنی!

2 پاسخ به “فیلمدونی/ باکس77/ Lebenszeichen_ Werner Herzog_ 1968”

  1. مارال گفت

    اهم…دیگه کوفت نوشته نداری؟؟؟؟ :-(

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.