قرنطینه

زیر آسمان آشوبی عظیم برپاست ؛ اوضاع از این بهتر نمی‌شود. [مائو]

فیلمدونی/ باکس76/ عروسک_ ابراهیم وحیدزاده_ 1389

نوشته‌شده به دست qarantineh3 در فوریه 7, 2011

از اون دسته فیلم ها که به خیال خودشان دارند حرف می زنند آن هم مهم و اثرگذار و انتقادی اما در اصل زر می زنند و تر الاماشاءالله پشت سر ِهم!

داستان دربارهء دخترک چاق و کثیف و بدبو و ازگلی ست که از قضا مثه خود ِچاقاله عن نما مطلقه نماست و دنبال توش انداز (شما بخوانید کار) می گردد. حالا دختر فلان کس ِفامیل قیافه اش را رنگ و لعاب می دهد و هول-ش می دهد وسط گود. از قضا رئیس شرکت دیوس ازآب درمی آید و توش اندازی-ش را می کند اوه به وفوررر نه با یه نفر با اوه به وفوووور نفر! بعد از زندان جریان کلاه برداری-ش را هدایت می کند و به همه می گوید که رفته فلان-جائک برای عقد قرارداد. بعد اون دختر فامیل از اوضاع این ها باخبر می شود و پی جویی می کند و خار پسره رو و دارودسته رو می چوچوند!…

فیلم یک عدد لیلا اوتادی دارد که باز لباس های-ش کفردرآرست و نمی شود درست و درمون سینه ها رو دید زد اما جین های ردیفی به پا می زند که خب با عرض تأسف باید عرض کنم که ران های-شان بسیار یغور و گنده شده بودند. بعد از گزارش هیکل داف ِکار می رسیم سراغ تاپالهء حجیم ِگه که چاقاله باشد که از فرط ترکمون ِبون غلتونی-ش (دیکته میکته شو بلت نیسم! ها!) نمی تواند کمربند ماشین را دور خودش سفت کند و ببندد. و جالب آن که انقدر موجود ابله و آی کیو منفی می زند که همه جلو دوربین ر به ر بهش می رینند. تصور کنید که کسی آی کیو کمتراز بهنوش بختیاری پیدا شود آن هم کسی که بهنوش هم بهش بریند!! حالا جای خود دارد که اوتادی و ابراهیم زاده هم جلو دوربین کم از رینش نمی گذارند. حالا پشت صحنه که حتمن بماند!

فیلم نماهای فولو کم ندارد و دکوپاژی هپروتی را از سر گذرانده. دوربین برای خودش بالاپایین می شود و جلو و عقب و راکورد و غیره و مچ کات و فلان هم که پیشکش…

آقاتسلیمی جوگیر ِفیلم نامه نویسی شده اند و گمان کرده اند که هاااا مو چیوم از خواهروم کمتره؟ هاااا مو توش اندازوم توش می ندازوم! دری وری و خزعبل شده محصول کار ِجناب ادعاخان که نان جان کندن های بیست و چندسال پیش ِخواهر را دارد کماکان می خورد.

فیلم برداری جناب داریوش عیاری هم که مسلمن رو دست شاگردها بوده و خودشون مشغول گرمای زغال. موزیک کار هم که بی جهت و بی دلیل میکسی از مأموریت غیرممکن و قیصر و هتل کالیفرنیا و هر ساوندترک ِمعروفی که تو طول عمر ِآهنگساز البته اگر اسمشو بشه گذاشت آهنگساز رسیده انداخته توش. ماجرای پسر گیتارزن و کنسرت گذار و درعین حال سرباز فراری هم از اون ایده های احقانهء درجهء یکی ست که کم گیر آدم می آید. دیگه چرخ و فلکی ِمشهور به فرامرز روشنائی که زعفرانی میاد جلو دوربین و براندویی کنار می رود را بگویم و آن لکهء ماه گرفتگی رو صورت بهنوش که نه قبلن بود و نه وجودش تو فیلم معلوم و مشخص میشه. کنار کثافت کاری های مختلف لنز چشم قورت دادن چاقاله چندش ترین و حال به هم زن ترین کثافت کاری ای بود که تا به حال تو فیلم های اسلشر هم ندیده بودم. اما علیرضاخمسه-ش قابل تحمله تا اندکی و ثریاقاسمی-ش هم آدم هیچی نگه بهتره!

دعای خفن عاجل : خداکنه هنوز مغزم کشش داشته باشه که بتونم به دیدن این فیلم ها ادامه بدم خصوصن وقتی که می تونم امید داشته باشم تخم های جناب ابراهیم زاده پریشون تو لنز نما نزدیک نداشته باشند…

2 پاسخ به “فیلمدونی/ باکس76/ عروسک_ ابراهیم وحیدزاده_ 1389”

  1. سیاوش گفت

    1_ آخه این فیلما چیه می ری نیگا می کنی(عروسک)تو این جشنواره ای از شما بعیده…..
    2_ منظورم از حاجی، حاج سماک ظفرقندی بود. مگه امسال برات بلیط کنار نذاشتن.
    3ـ ” کوفت نوشت های کودتایی 2 ” رو هرچه سریعتر شروع کن.
    4ـ منم 5 تا فیلم دیدم: ورود آقایان ممنوع(رامبد جوان) که با دیدنش دیگه از نوشتن پیمان قاسم خانی قطع امید کردم.(راستی بهاره جون این دفعه زیر چادر ترکونده) – سیزده 59 (سامان سالور) که تا قبل از دیدن فیلم انتظارم از سالور خیلی بیشتر بود ولی خب موضوع انتخابیش(جنگ) شاید یکم براش زود بود… – سعادت آباد(مازیار میری) که واقعا نمی دونم در موردش چی بگم دلم خیلی پره از همه چیزش، فقط حیفه صفی که واسش وایستادیم. – آسمان محبوب(داریوش خان مهرجویی) که بازم موندم توی این که این روزها داریوش خان داره کجا می ره!!!!! – آقایوسف(دکتر علی رفیعی) که هرچند حتی غذا درست کردن هاش هم مثل کار قبلیش نبود ولی لااقل از دیدن یه فیلم که یه کم «خوش سلیقه» س ناراحت نبودی شاید توی این وااسفا این جوری بود.
    5- زودتر برو ببین خواهشا می خوام نظراتت رو بدونم حداقل با کمی خنده از این حال و هوای کوفتی که توشم در بیام.
    6- آخه چرا؟؟؟؟

    • qarantineh3 گفت

      1.تو جشواره نرفتم. این از اکرانا جامونده بود که گفتم تا پایین نیومده توش بندازم.
      2.ماشاالله شوما خوش پیگیر بودیا داش ِگلم در حدی که سماک ظفرقندی رفته رو سه سال!!
      3.والا ایناکه گفتی رو هنوز ندیدم البته شایدم نبینم اما رامبد اساسن دایموند هم براش فیلمنامه بنویسه عمرن عن نزنه… سالور با اون ترانه تنهایی تهران تررر اساسی رو زده بود و جای امیدی نبود اما نظری راجع به این ندارم فعلن… جدا ً سعادت آباد صفم داشت؟ بقول خودت آخه چرآ؟؟؟… دکتر و داریوشم هیچ حدسی ندارم و هیچی نمی گم.
      4.سماک که پیچونده اما گزینه های دیگر در راه اند که با تاخیر و در حجم کم به علت تداخل های زمانی به زودی به فعل رینش کشیده خواهند شد. ان شاءالله تعالی! :-)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.